تبليغاتX
رضا جون
شايد يک روز كسی تنهايی مرا بفهمد... و من ديگر نباشم
 

وقتی گلدان خانه مان افتاد و شکست :

 

مادرم گفت : حیف شد، چقدر این گلدان را دوست داشتم.

 

پدرم گفت : چه اتفاق بدی افتاد. هرگز فراموش نمیکنم.

 

مادرم دوباره گفت : کاش هرگز این روز را نمی دیدم.

 

پدرم دوباره گفت : این گلدان سرشار از خاطره بود.

 

مادرم دوباره گفت : اگر مثل همین دیگر در بازار پیدا نکنم چه

 

پدرم گفت : بیشتر از آنچه فکرش را بکنی ناراحتم.

 

....................

 

اما وقتی دل من شکست هیچ کس به فکر نبود ................

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 20:20
  به قلم: رضا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

در خواب ناز بودم شبی

 

      دیدم کسی در میزند

 

          در را گشودم روی او

 

         دیدم غم است در میزند

 

ای دوستان بی وفا

 

      از غم بیاموزید وفا

 

          غم با همه بیگانگی

 

        هر شب به من سر میزند

 

 

 

 

 

 

شاید یک روز کسی تنهایی مرا بفهمد

 

                       و من دیگر نباشم........

 

             

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 19:59
  به قلم: رضا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

 

  آرزو دارم اولین نفری باشم که از خونواده مون

 

   می میره.........

 

  

     همین................

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 14:10
  به قلم: رضا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 18:54
  به قلم: رضا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

متاسفانه متاسفانه متاسفانه باز هم سوء تفاهم شد!

 

.................................

 

" اخی بچه خودت بود؟! ، چرا از هم جدا شدید؟! ، طلاقتون داد؟!! ، مگه بچه تا

 

 

7 سالگی پیش مادرش نیست؟! "..................

 

 

تو رو خدا اینقدر منو عصبی نکنیــــــد ....

 

این دختر بچه ، همسایه من ِ بدبخت بود !!!

 

 

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستتدارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 10:13
  به قلم: رضا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

اصلا دلم نمی خواست در مورد این موضوع چیزی در وبلاگم بنویسم اما متاسفانه

 

 یک عده ــ خیلی ببخشید ــ با نظرات خصوصی چرت پرتشون منو وادار کردند

 

که همه چیز رو بگم .

 

"همیشه باهم باشید ، این دوران بهترین دوران زندگی هر فردی ست! ، حالا بگو

 

 ببینم اسمش چیه ؟! ، چند سالشه؟! ،  به امید آغاز زندگی مشترکتون !! ......... "

 

و جملاتی از این قبیل که خون منو به جوش میاره ..............

 

این وبلاگ فقط به عشق یک دختربچه 4 ساله ساخته شده ....

 

کسی که از بدو تولد ، 3 سال از زندگی اش را با من بود و سرانجام در 5 دی ماه

 

سال گذشته  - 86 - از هم دور شدیم....

 

دلم می خواست این راز رو تا آخر عمر تو دلم نگه دارم و به مخاطبام نگم اما

 

دیگه واقعا صبرم تموم شده ! آش نخورده و دهن سوخته !!

 

اگر بار دیگر  نظراتی با محتویات مذکور ببینم ، نخوانده پاکش میکنم و بعد

 

برای همیشه وبلاگم را از بلاگفا حذف خواهم کرد....... .

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 15:53
  به قلم: رضا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

توي دنيايي كه قلبا هر كدوم يه جا اسيرن

 

توي دنيايي كه قلبا هر كدوم يه جا اسيرن

به فكر اونا باشيم كه از اين زمونه سيرن

اونا كه تو عصر آهن تشنه ي يه جرعه يادن

كاش كه دست كم نگيريم اين جور آدما زيادن

نذاريم كه تو چشاشون بشينه دونه ي اشكي

اونا فانوسن و خاموش! آره فانوسهاي مشكي

دنياشون شايد يه شهره خالي از قهر و دو رنگي

توي سينه شون يه قلبه جاي اين دلاي سنگي

چهرشون شايد به ظاهر مثل ديگرون نباشه

اما نور مهربوني توي شهرمون مي پاشه

غم چشماشون عجيبه توي خاطرا مي مونه

ما ازش خبر نداريم چيزي رو كه اون مي دونه

توي اين عصر پر از درد بعضي آدما يه دنيان

خيلي هام تو جمع دنيابيقرار و تك و تنهان

زير سايه ي سلامت هواشونو داشته باشيم

توي جمع بيقرارا عطر خوشبختي بپاشيم

به بهونه ي زمونه نذاريم كه برن از ياد

بذاريم زنده بمونن مثل عشق پاك فرهاد

قصه ي فانوس مشكي صحبت ديروز و فرداست

قصه شون مال حالا نيست از حالا تا ته دنياست

نميگم با اين ترانه گل كنه محبتامون

جايي رو بايد بگيريم هميشه تو فرصتامون

اين ترانه يه اشاره است به دلاي خواب و بيدار

كه به ياد اونا باشيم همه به اميد ديدار

غم تنهايي رو بايد از نگاهشون بخونيم

   خدا خيلي مهربونه اگه ما بنده ي اونيم...

.


 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 18:21
  به قلم: رضا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

یه فرشته

 

             لب دریا

 

                        مث رویا

 

                                   وای چه زیبا

 

 

یه فرشته

 

          پاک و معصوم

 

                           وای چه آروم

 

                                          انگاری همین حالا اومده دنیا

 

 

یه تولد

 

        لب ساحل

 

                  یه تبسم

 

                           از ته دل

 

                                   یه آدم که دیگه نیست تنهای تنها

 

یه فرشته

 

         که با گریه هاش نوشته

 

                                   همه فرشته های گمشده

 

                                                          پیدا بشن دنیا بهشته.......

+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 19:22
  به قلم: رضا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
خانهء دوست کجاست؟

من دلم می خواهد


خانه ای داشته باشم پر دوست


کنج هر دیوارش


دوستهایم بنشینند آرام


گل بگو گل بشنو


هرکسی می خواهد


وارد خانه پر عشق و صفایم گردد


یک سبد بوی گل سرخ


به من هدیه کند


شرط وارد گشتن


شست و شوی دلهاست


شرط آن داشتن


یک دل بی رنگ و ریاست


بر درش برگ گلی می کوبم


روی آن با قلم سبز بهار


می نویسم ای یار


خانه ی ما اینجاست


تا که سهراب نپرسد دگر


خانه دوست کجاست؟

http://ellana.blogfa.com/


+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 16:53
  به قلم: رضا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
تموم زندگی من حسرت و دلواپسیه

 

ساده بگم قصه من نمادی از بی کسیه

 

یکی اومد هزار تا رفت

 

یه شادی و هزار تا غم.......

 

خدای من به کی بگم؟

 

کی میشه از دنیا برم................

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 14:38
  به قلم: رضا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 

© 2006-2007 Kiyanooshansari.blogfa.com - All rights reserved - Powered by Blogfa.com - Temp by  K I Y A N S O F T